جهت یافتن کتاب ها از دسته بندی زیر استفاده کرده و یا نام کتاب مورد نظر را جستجو کنید
سایت اصلی انتشارات سارانگ

پس از انتخاب نوع چاپ با کلیک بر روی کلمه "اضافه به سبد خرید" کتاب های خود را به راحتی خرید نمایید

خرید مانگا Parasyte مانگا انگل زبان انگلیسی
خرید مانگا Parasyte مانگا انگل زبان انگلیسی
خرید مانگا Parasyte مانگا انگل زبان انگلیسی
خرید مانگا Parasyte مانگا انگل زبان انگلیسی

خرید مانگا Parasyte مانگا انگل زبان انگلیسی

۱۷۵٫۰۰۰
رقعی
جلد 1
افزودن به سبد

مانگای پیشنهادی

خرید مانگا Parasyte مانگا انگل زبان انگلیسی

  • ژانر اکشن – درام – روانشناختی – بزرگسال
  • محصول انتشارات Kodansha Comics
  • نویسنده Iwaaki Hitoshi
  • شابک 9781612620732
  • شمار کتاب‌ها 8
  • زبان کتاب انگلیسی
  • قطع رقعی و وزیری
  • جلد شومیز
  • 290 صفحه
  • مانگاها چاپ اختصاصی فروشگاه سارانگ هستند (محتوا و ابعاد کتاب تفاوت چندانی با چاپ اورجینال نخواهد داشت)
  • (زمان آماده سازی لازم 4 الی 10 روز)

خلاصه داستان: داستان در جهانی اتفاق می‌افتد که بیگانه‌های فضایی به نام «انگل» به سیاره زمین آمدند. آن‌ها در تاریکی و سکوت حرکت می‌کردند و علاقه شدیدی به تغذیه از گوشت انسان دارند. این موجودات شبیه به کرم برای بقای خود، شروع به غلبه بر انسان‌ها بوسیلهٔ وارد شدن به بدن میزبان از طریق دهان، بینی، گوش و یا پوست و سپس اتصال و تغذیه از مغز انسان‌ها شدند. آن‌ها پس از آلوده کردن قربانیان، می‌توانستند پتانسیل فیزیکی میزبانشان را به حداکثر برسانند و همچنین خود را به هر شکلی درآورند به طور مثال; هیولایی با دندان‌های غول‌ پیکر، انواع سلاح‌های برنده به جای دست و یا شبیه به موجودی شیطانی دارای بال. اما اکثر آن‌ها ترجیح می‌دادند اهداف کشنده خود را در پشت چهرهٔ انسان‌های معمولی پنهان کنند. این انگل‌ها قادر هستند از طریق سیگنال، همنوعانشان را که در فاصلهٔ محدودی (حداکثر ۳۰۰ متر) قرار دارند حس کنند. شخصیت اصلی داستان پسری ۱۷ ساله به نام شینیچی ایزومی است که با پدر و مادرش در توکیو زندگی می‌کرد. در شبی، یکی از این موجودات به نام میگی، سعی کرد از طریق گوش وارد بدن شینیچی شود، اما بدلیل اینکه او هدفون بر روی گوش داشت موفق نشد. سپس تلاش کرد با وارد شدن از طریق دستش بر او غلبه کند. در این بین میگی فقط موفق شد به دست راست شینیچی غلبه کند و قادر به کنترل کامل او نشد. در ادامه داستان، شینیچی و میگی یاد گرفتند که چگونه با یکدیگر همزیستی کنند و با کمک هم به نبردی علیه بیگانگانی پرداختند که انسان‌ها را فقط به چشم غذا می‌دیدند..